عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
164
رساله افيونيه ( فارسى )
كندر طبرى آورده كه هركسى كندر مضغ كند « 1 » يا آب آن آشامد بدن او مخدّر شود كه ضرب چوب و تازيانه اصلا احساس نكند . ابن سمجون مىگويد : كندر از ادويهء مخدّره نيست امّا اين فعل به واسطهء تقويت قلب مىكند و گفته « 2 » كه اگر دو « 3 » مثقال از آن در آب خيسانند و از آن بياشامند دل را جلا دهد و حفظ را زيادت كند و بسيارى فراموشى ببرد و مقطّع بلغم بود « 4 » و اگر بسيار خورند درد سر آرد و بخار بسيار متصاعد سازد و صاحب منصورى گفته كه كندر زكىّ الحس گرداند عقل را و بسيار آن وسواس احداث كند « 5 » و خفقان را فايده دهد . قميز و آن شير ماديان است به عربى لبن الرماك و لبن الخيل خوانند و در آن جبنيّت كمتر است و زبديّت در او بيشتر است . از معده زود بگذرد و چون بياشامند مست كند و تركان آن را قميز خوانند . و ابن بيطار « 6 » از روفس گفته كه شير اسب سريع الانحدار و از ابن ماسويه نقل مىكنند كه مدر است و خون حيض كه بسته باشد از گرمى و خشكى مزاج ، رگهاى وريد رحم را بگشايد « 7 » . از طبرى نقل كرده كه شير اسب گرم است و رحم را از قروح پاك كند و رازى گويد شير اسب گرمترين شيرها است كه از مواشى مىگيرند و من مشاهده كردهام خلقى را از تركان كه گاهى « 8 » كه شير اسب بياشامند ، ايشان را سكر عارض شود و اتراك كه عمده غذاى ايشان گوشت اسب است ، شير اسب بهترين غذاى ايشان است جهت مناسبتى كه شير را با گوشت مىباشد چه گوشت از خون متولّد مىشود و شير دم بالقوّه است و آنكه شير اسب مناسبت با اتراك دارد ؛ جهت آنكه بدن را در تغذيه حاجت به دو نوع چيز است يكى جوهر كثيف كه قريب به طبيعت اعضاى صلبهء كثيفه باشد و ممد و معاون آنها باشد و يكى جوهر لطيف كه مليّن آن جوهر كثيف باشد و مرقق و نافذ او در مجارى ضيقه و محدث اخلاط كه اجسام
--> ( 1 ) . ل و آ : بخايد ( 2 ) . ل و آ : حنين گفته ( 3 ) . ل و آ : - دو ( 4 ) . ل و آ : رفع نسيان كند و زيادتى بلغم را مفيد بود ( 5 ) . ل و آ : بسيار باشد كه وسواس احداث كند ( 6 ) . ل : ابن سلام ( 7 ) . ل و آ : ادرار مىكند خون حيض را كه بسته باشد از گرمى و خشكى مزاج ( 8 ) . آ : گمان بردهاند